تبليغاتX

:: خـادم المهــــدی ::  

عفــت زن ، از غيـــرت مـرد نشاءت ميگيــرد



وقتي دوباره زنگ زدي و اين بار سكوت كردي، باز مثل هميشه همه ي نگاه ها به سوي من بازگشت.به چه جرم؟نمي دانم!

اما من اين را به خوبي مي دانم كه تو با اين مزاحمت هاي پي در پي ات،مرا در خانه زير سئوال برده اي.تو،كه بويي از غيرت و مردانگي نبرده اي،كاري كرده اي كه من محدودتر شوم و همه مرا زير نظر داشته باشند.تو كاري كرده اي كه پدر،مدتي است افسرده گشته و دايم در فكر است.

اي كاش مي نشستي و لحظه اي به عمق كار زشتي كه مي كني،مي انديشيدي!آخر يك لحظه خودت را به جاي من بگذار،ببين چقدر تحمل نگاه هاي ديگران عذاب آور است.پس تو را به خدا سر عقل بيا و وقت خود را اينگونه هدر نده!بگذار زندگي ما آرامش گذشته را داشته باشد.

 

مواظب باشيد

شما اي دختران! من با شمايم:

سرا پا گوش باشيد:در اين دوره زمان باهوش باشيد

مبادا دست ناپاكان خائن

بريزد شاخ و برگ آبروتان

مبادا زير طوفان هوسها

شود مدفون به خواري آرزوتان

 

دوستي با مردم دانا چو زرين كاسه اي است

نشكند گر بشكند بايد به هم پرداختن

دوستي با مردم نادان سفالين كوزه اي است

بشكند گر بشكند بايد به دور انداختن

 

 

همسر خوب می خوای؟

در قنوت نماز برای همسر خوب خوانده شود:

والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره

اعین و اجعلنا للمتقین اماما

+نوشته شده درپنجشنبه 14 دی1385ساعت 4:6 بعد از ظهر توسط عاشــق مهـدي |

ارزش تو بالاتر از آن است كه وجود خود را چراگاه چشم هاي گرسنه سازي و محبت خدا را فداي محبت نامحرمان كني و سعادت آخرت را به پاي هوس هاي زودگذر ريزي.از خدا بتــرس كه آتش آخرت از آتش دنيا سوزانتر است و شعله هاي آن از شعله هاي شهوت فروزانتر.

دخترم!

ملت ها همچون درختانند كه هر يك ويژگي هايي دارند و پيروان آنها همچون برگ هاي درختان.راستي تا به حال فكر كرده اي كه برگ كدام درخت و پيرو كدام فرهنگ و مذهبي؟!آيا نشانه اي از فرهنگ و مذهب خود داري؟!

مكن كاري كه بر پا سنگت آيو        جهان با اين فراخي تنگت آيو

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند      تو را نامه خواندن تنگت آيو

دخترم!

چشم هاي مردان را كامياب مكن كه نگاه آنها آتش افروز است و اشك هاي تو توان خاموش كردن آن را ندارد.

اي دختر من درس بخوان فصل بهار است     بيكار به خانه منشين موقع كار است

خود را ز كمالات و هنر نور بصر كن  چون دختر بي علم به نزد همه خوار است

اي كه به جمالت مغروري!

خوب بينديش كه روزي طراوت جواني با وجودت وداع مي گويد و كبوتر زيبايي از آشيانه ات پر مي كشد و چروكهاي ناخوانده به چهره ات مي نشيند!تـو چگونه مي تواني جمالت را از رفتن باز داري؟!

 

دخترم غرب را پيرو مباش!

آنكه را پيشواي دين زهراست         پيروي از زنان غرب خطاست

نسزد از تو اي زن روشن               پيروي از زنانِ تر دامــن

آنكه خود هست در كمند فساد         كِي تواند تو را كند آزاد

((بهجتي شفق))

 

گر چه دارد شيوه هاي رنگ رنگ      من به جز عبرت نگيرم از فرنگ

اي به تقليدش اسير،آزاد شو           دامــن قرآن بگير،آزاد شو

((اقبال لاهوري))

 

اي ز افسون فرنگي بي خبر            فتنه ها در آستيـن او نگر

از فريب او اگر خواهي امان                        اُشترانش را ز حوض خود بران

((اقبال لاهوري))

+نوشته شده درسه شنبه 12 دی1385ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط عاشــق مهـدي |